تبليغاتX
صدای پای زندگی

صدای پای زندگی
قالب وبلاگ

خورشيد آرام آرام غروب مي‌كند

باز هم در کوچه پس کوچه های خاطراتم

پشت پنجره‌اي مه ‌گرفته، به رازقيها مي‌نگرم.

و به صدای غربت باران گوش می دهم

که گرمای نفس هایش در لحظه لحظه ام اوج بگیرند

لابلای کتابهایم چشمانم را مي‌بندم

دست بر سینه گرم اقاقیا می کشم

و در گهواره‌ي خيالش آرام مي‌گيرم

با بغضي پنهان از عمق وجودم چشمانم را باز می کنم

فریاد می زنم ...

کفشهایم کو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گیتارم کو ؟؟؟؟؟؟؟

میخواهم موسیقی قلبم را زمزمه کنم

[ دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389 ] [ 1:33 بعد از ظهر ] [ محمد ] [ ]

با من باش....

همقدم شو....

همسفر باش....

بخاطر پاییز .....

و شب نوشته های ساده ی من را

همین خط خطی های ساده ؛ اما عاشقانه را

در عصرهای پاییزی بی من

در جنگلی همرنگ چشمانت ؛ رنگ کن

تا در زمستان های بارانی

 از رنگ نگاه مهربانت بنویسم

و با قلم مو هایم ؛ خط خطی های ساده را طرح چشمانت زنم

و عاشقانه هایم  شعری شود لایق تو

[ سه شنبه هجدهم آبان 1389 ] [ 2:18 بعد از ظهر ] [ محمد ] [ ]

محمد در سایت ایرانیان گیاهخوار

 

کلیک کنید

[ جمعه چهاردهم آبان 1389 ] [ 9:4 بعد از ظهر ] [ محمد ] [ ]

عاشقانه هایم شعر نیست

عاشقانه هایم پیچ تنظیم ضربان قلبم است  

آنها را در زربافت های قلب بی تابم می پیچمش

و به دست قاصدک می سپارم تا نغمه هایش را برایت بخواند

شاید این طور بهتر باشد .

احساسم را کنج گونه هایت نگه دار

هنوز بوی آخرین نگاهت را به یاد دارم

هنوز رد پایت را هر روز با چشم هایم دنبال می کنم

هنوز گرمی دست هایت را دست هایم حس می کند .

هنوز با دستهایم بین 24 رنگ جور با جور

مداد رنگی نارنجی را برمی دارم و می تراشم

و پاییز احساسم را رنگ میکنم

 چه قصه شیرینی !!!

نارنجی و یاد شعله های گرم آتش ....

یاد رنگ غروب آفتاب ....

 یاد بوسه های داغ جنوبی .....

[ دوشنبه دهم آبان 1389 ] [ 12:52 بعد از ظهر ] [ محمد ] [ ]

سلام قاصدک سخنگوی محرم راز دلم

سلام ستاره پر نور آسمان

سلام مادر جون ناهیدم ؛ پرستار مهربون عزیز دلم

تو ای فراتر از گل یاس و مریم

تو ای دستان پینه بسته از پرستاری بیمارانت

دوست دارم از خورجین قلبم و از نگاه چشمانم 

 که نگاه پر مهرت را حفظ است

برایت بوسه ای بفرستم

و با دستهای زخمی از تیرهای سمی شیمی درمانی  

جای پای تک تک قدم های پرستارانه ات را در شعرهایم رنگ کنم

حتی اگر نباشم ....

آخر تو در آغوش کدام ثانیه ها متولد شده ای ؟؟؟

که این چنین با لحظه هایم پیوند خورده ای !!!

که دلم برای لمس باران و دستانم برای نوشتن از تو و مهربانی هایت

 همراه با قاصدک به پرواز در می آیند

ای ترنم باران در «شب ، سکوت و کویر»

که شاه بیت غزل هایم «جان عشاق» را به «یاد ایام» دلنوازی می کند

ساز دلت آهنگ وفاست

مادر جون ناهید عزیز دل پرستارم

تولدت مبارک

این اهنگ تقدیم به تو مادر جون عزیز دل پرستارم و مهربونی هایت




9 آبان تولدشه

51 ساله شده

فدای مهربونی هاش شم

دوستش دارم

به جشن تولد مادر جون پرستار عزیز دلم خوش اومدید

       

بازم جشن و پایکوبی در قهوه خونه صدای پای زندگی

 هدیه دستان پر مهر مادر جون عزیز دل پرستارم 

همه برو بچ با صفای صدای پای زندگی و جیگیلی ها دعوتن
 
میبینم که همتون هم اهل رقصید !!!


بادكنكاي رنگي

فشفشه هاي روشن

همگي باهم بخونيم

آخه تو چگده گشنگي

آخه تو چگده گشنگي

اینو ببین اینقده رقصیده که نای ایستادن نداره!!!

Happy Birthday To You

همراه با جیگیلی ها 1389 شاخه گل واسه قلب مهربونت میفرستیم

و روی تک تک گلبرگهاش می نویسیم

تولدت مبارک

  مادر جون ناهید عزیز پرستارم ؛ اینجا همه جیگیلی ها دوستت دارن  

يه کيک خيلي خوش طعم ، با چند تا شمع روشن

الهي که سالهای سال همين جشنو بگيريم

فوووووووت ....

فوووووووت .....

فوووووووت ...

فوووووووت ....

فوووووووت .....

مادر جون ناهید عزیز دل پرستارم ؛ بدو بيا شمعها رو فوت کن

تولدت پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ، پر از آينه و شمعدون

تولدت مبارک


باقیه جشن در ادامه مطلبه

لطفاً مجلس رو ترک نکن

و تا آخر بمون


ادامه مطلب
[ جمعه هفتم آبان 1389 ] [ 10:20 قبل از ظهر ] [ محمد ] [ ]

سایه ردپای شب و سکوت من و هق هق دلگویه ها ....

مگر با صفحه شطرنج دلم چه کرده ای ؟؟

که سربازهای حرفهایم با تفنگ ؛ سکوت را نشانه رفته اند

و قلعه های شادی ام به رقص در آمده اند

 و اسب های مسیر صدای پای زندگی ؛ رام نوازش هایت شده اند

 فیل های احساسم تن نازی می کنند

وزیر قلبم به ابری ترین آسمان هم طعنه می زند

و شاه دلم هم همان یک حرکتش را به چشمان تو بخشیده !!!

مشغول حرکت مهره ام ...

یک چشم به ساعت و تقویم

یک چشم به تو

[ سه شنبه چهارم آبان 1389 ] [ 2:0 بعد از ظهر ] [ محمد ] [ ]

یک جاده روبروی توست

و کسی که با هر قدم از تو دورتر می شود

صدایم کن ؛؛ به دنبالم بیا ...

من به انتظار بهانه بازگشتم .

بهانه ام باش ....

 

حتی اگر به خوابهای شبانه ام نیایی

با یاد اوری خاطرات زیبایت

دستان سردم از وجودت گرم می شود

و صدای تپش قلبم و ضربانهایش

مثل یک موج سینوسی پر از هارمونیک هیاهو می کنند ....

بیا و بشنو !!!!!!

[ یکشنبه دوم آبان 1389 ] [ 6:44 بعد از ظهر ] [ محمد ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اینروزا در حال پیگیری مراحل تشخیصی تا ok شدن بستری شدن برای عمل پیوند مغز استخوان هستم .من محمد 26 ساله ؛ دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق قدرت ؛ قوی ومحکم در برابر سختی ها ایستادم. وبلاگ صدای پای زندگی دلگویه ها و ترانه های دل محمد را در رویارویی با بیماری هوچکین به تصویر می کشد. وبلاگ صدای پای زندگی قاصــــــدک سخنگویی دارد که محرم راز دل محمد است . قاصدک و ستاره پرنور آسمان نمادهایی از عشق و محبت و ایثار در خاطرات شبانگاهی دوران خوابگاهی محمد هستند .بابــت این احساس قشنـــگم در این دوران سخت خدایـــــــــــــــا شکرت
NOTE: Hodgkin’s lymphoma is a cancer of the lymphatic system


لینک دوستان
بانك اهداكنندگان غير خويشاوند